از براي چه؟
خيلي ستم هست كه نيم وجب كه چه عرض كنم كمتر مورچه زرد واسته تو چشات زل بزنه بعد يه قهقهه مستانه سر بده بعدشم به افتخارت يه گوز بكنه بعدشم راهشو كج كنه بره
اين دقيقآ وجه تشابه من و انيشتين بود
اون وقتا كه با هم توي شاليزارهاي شمال خرما از درخت زيتون ميچيديم
اون يه روسري آبي داشت كه به خاك ميكشيد روي نوك بينيش هم يه خالكوبي گنده كرده بود
فكر كنم اگه ادامه بدم از شدت خر كيف شدن به خودت بريبني
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
1 comment:
آن روسري آبي را به چندي؟
مورچه زارهاي زرد اتاق به تو نويد تلاش در جهت رفع نيازهاي بشر امروزي آيا مي تواند بدون دين به سعادت حقيقي يعني جه؟
Post a Comment