Tuesday, November 28, 2006

83_111b

شنیدم از عملیات والفجر بچه ها دو سه تا اسیر آوردن
گفتم برم شاید شام دادن ما هم تلپ شیم
کمر من روی مسابقات شنای با مانع شکست
آخه تو رینگ دوم رفتم رو مین
کلم پلو با ماست واسه ناهار هست
نخود تاه هم واسه دیدار با بزرگان علم وادب
لباس من کجاس؟

سگ لرز

پیرمردی میشناختم
همیشه میگفت میشه بارون رو چید
سالهاست که از زمونه گذشته
ولی از همون روزی که داره هر شبش بارون میاد
با چشمام دیدم که میشه بارون رو چید
میشه

Sunday, November 26, 2006

نارنج و ترنج

ول كن بزار زندگيمونو بكنيم
ديگه چي ميخواي
تو هم بخون
همه خوندن تو هم روش
ولي يه روز يه جا ما هم به تو ميرسيم
اونوقت.....حالا
خدا با تو هستما
آخه منم آمدمم بيا نه

هندسه تحليلي

يه سوالي
اگه بابات همين الان بياد بهت بگه تو يه بچه سر راهي بودي چه عكس العملي نشون ميدي؟

كنسرو لوبيا

دست به كيبوردم ضعيف شده
ديگه حتي واسه حرف زدن هم بارون نبايد بباره
اصلآ اگه من بخوام نباشم بايد كي رو ببينم؟
ديگه حالم حتي از خودم هم به هم ميخوره؟
حس ميكنم مثل يه سازدهني هستم كه افتاده توي يه جدول آب
جدول هم پر از آب كثافت شده
آخه اگه همه خدا دارن پس چرا من؟
مگه من آدم نيستم

Monday, November 20, 2006

یافتم یافتم!

امروز یه کشف جدید کردم! وبلاگ نوشتن توی سایت دانشگاه مثل س-ک-س با کاندوم میمونه. میگی نه؟ امتحان کن!

Sunday, November 19, 2006

این روزا همه واسه خودشون کسی شدن
همه ناراحت میشن همه خوشحال میشن
همه غرورشون دچار تزلزل میشه
همه جلوی چشاشون خون میگیره
ولی باور کن هر کی که چشاش پریود بشه آدم با شخصیتی نیست

Saturday, November 18, 2006

کوکتل

نمیدونم از کجا شروع کنم
از کیف پول ناپلئون بناپارت بگم یا از اون دستمال ماتیکی که تو جیب انیشتین دیدم
خلاصه فرقی نمیکنه چون همه اینا بخشی از اعترافات من هس
من اعتراف میکنم به خیانت خودم در آدم بودن
من از حد و مرز خودم پامو بیرون گذاشتم
الان پای من توی باغچه خونه همسایه هس
احساس خیلی ترشی داره
حس میکنم که چشمام داره دلدرد میگیره
ولی گاهی به خودم میگم خیانت ادم و نجابت اسب
همشون تلفیقی از ذهن شرور کودکی کنجکاو هس که داره توی باغچه دنبال کرم میگرده

Wednesday, November 15, 2006

بخدا اين از خودمه.... دزدي نيس

صبري است مرا جانا در باده مستي
زان جام تو كامي ده بر پيكر هستي

يادش بخير

در تنگناي يكنواخت بشريت سراي خاطر است كه جاودان مي ماند
در جايي ايستاده ام كه حتي زير پايم زير پايم نيست
گويي معادله بشريت را بايد با تبديل لاپلاس حل كرد
سرخي گل نكوهش را در مقابل عطرش گم مي كند
و نيش خند ناظري آماده.....و
باغبان اداره ما دست بلندي در فيزيك داشت
روزي از نظريه نسبيت انيشتين در بكارگيري رشد علف هاي هرز ميگفت
و من با نامزدم(گل ياس) كه تصادفي اينها را شنيديم عزا دار شديم
و امروز ديگر عطر گلها شكوه سرخي شان را از بين نمي برد
چرا كه در باغچه ديگر گلي نيست
و هنوز هم نيش خند ناظري آماده

Tuesday, November 14, 2006

نمی شناسم

آشنایی دورادور داریم ولی هنوز از نزدیک ندیدمش. اگه شما دیدیدش بهش بگید آخه آدم که همین جور چایی نخورده که پسر خاله نمیشه هر بلایی می خواد سر طرف بیاره. راستی! اگه دیدیش بگو اگه از پست قبلی ناراحته خودش که می دونه چه جوری باید عوضش کنه. اون که چایی نخوره پسرخاله شده حالا اینم روش! ولی سگ سیاهه ی عمه قزی هم این قدر از دستش شاکی نیست که منم. خلاصه اگه دیدیش سلام ما رم بهش برسون.

Sunday, November 12, 2006

بی برو برگرد

وقتی خدا بکنه تو کونت و نخواد بکشه بیرون چه کار می تونی بکنی؟؟ فکر کنم در حال حاضر تنها کاری که می تونم بکنم اینه که سعی کنم لذت ببرم!

Wednesday, November 08, 2006

جوجه بی استخون

خرابتم بد فرم
بذار رک بهت بگم
آهای ماده ی سوسنی با توام آخه تا کی؟
آخه تا کی ؟ ما رو سپوختی و نشستی (بعضی وقتا آدم جوگیر میشه ادبی حرف میزنه) آره دیگه
باب ولمون کن دیگه .دست از سر ما بردار
اصلآ ما انگلتیم بگوز خلبان شیم

Monday, November 06, 2006

سلندپيتي در جزيره مخوف

بايد نگريست و گريست و خنديد ودويد و3 گيگ آهنگ دانلود كرد
اونم از كجا بازار ماهي فروشها
داري به كي ميگي ؟ به در ميگي كه ديوار بشنوه؟
آزمون ادواري رو بي خيال كنكور زبان كي شروع ميشه؟
همه حرفا همهشون شايعه هست
جديدترين خبر هم كه حادثه تحريم تنباكو توسط ميرزاي شيرازي هست
البته اين خبر صحت داره ميتوني بري از هر كي ميخواي بپرسي
راستي ديشب مراسم عزاداري بود براي جان باختگان حادثه بعد از فلافل
آخه نخودش گويا زياد بوده ... خيلي زياد
اينم شايعس

کلاف خالی

یکی نیست بگه آخه خدا چرااااااا؟
آخه تا کی؟؟؟
چرا اذیتم میکونی
من مست بودم و تو مرا باده سرخ زدی آنگاه که روح من در کافی نت داشت میلاسید
من بامداد از رخ تو له شدم
راستشو بخوای داداشتو دیدمو به خودم ریدمو و جای ایستادن ندیدمو و.......... وای
در این خانه به روی دل من بسته نبود شاید اید این تن نه سزاوار کتک خوردن بود
دلم میخواد سرچ گوگل رو بخورم واسه ناهار
زنگ خورد من رفتم هی.................... هلی

Sunday, November 05, 2006

کول دیسک

مرا به صلیب بکشید
تو رو خدا مرا به صلیب بکشید
به گناهی که قرار است دیروز ظهر جمعه هفت سال بعد مرتکب شوم
مرا به درون کوره نانوایی بیاندازد تا برایتان از آنجا اس ام اس بفرستم
دیگر هیچ کس حتی تو نمیتواند مرا از تصمیم کبری منصرف کند
ولی یه روز همه به حرف من خواهند رسید
هر کس زود تر رسید بگه سک سک

Saturday, November 04, 2006

فقر وفحشا

بيا حالا هر چي ما كوتاه ميايم بدتره
آخه يكي نست به ماركوپولو بگه ننه باباي تو كجا بودن وقتي تو داشتي تو فيلم 3 تا سگ اسكول بازي ميكردي
آخه داشتن چه گهي ميخوردن به نظر من گه بعد از اسهال با تن ماهي بوده
آخه خيلي بوي نافذي ميده
بيا همين كارا رو كردن كه حالا علم اينقدر پيشرفت كرده كه از رو اثر انگشت ميفهمن داوينچي كارش مورد داشته(البته بايد از مامان باباش پرسيد) و بعد از اينهمه چس كلاس ايتالايي گذاشتن معلوم شد مثه خودمون تخمي هس
به شرطي يه روزي برسه كه از روي بوي چس هم بفهمن كه آدم كجايي هس؟
ديگه اونوقت ميرن فرعون رو از تو گور در ميارن ميگن بچس ببينم بچه بابات هستي يا نه

چشم قورباغه درختي

يادم آمد هان داشتم ميگفتم
يك سوال زيبا و در اين كله پوچ چه فكند است اين دل بي پدر
ولش كن سوال هفته اينه كه وقتي ميگن بگير بخواب چيو بگيريم؟
اصلآ چيه اسپانول
اصلآ يكي نيس از اين بابانوئل لعنتي بپرسه گه مغز تو كار نداري زندگي نداري
خجالت از اون محاسنت بكش آخه تا كي ميخواي فيزيك رو بيفتي
لعنتي درو باز كن منم ميخوام بيام حرفامو بزنم
كي مسئول زناي خيابون پشت مدرسه هس
تا كي اينا ميخوان بيان دنباله بچه شون
ها ... آخه تا كي ما بايد شاهد جنايات صهيونيست ها باشيم

پنجه فولادی

آقا زمانه بدی شده. مردم بدی شدن.توی آدما دیگه بد تر شده
یه روزی بود ما واسه خودمون کسی بودیم کاره ای بودیم همه به هم احترام میگذاشتن
همه چیز مرده من اگه روزی رو میدیدم که واسه یه گوز اینقد منت بکشیم
اینقد تو صف واستیم تازه آخرش بگن گوز تموم شد چس میخوای بیا ببر اونم فاسد شده
تا کی باید بدون کمربند ایمنی رانندگی کنیم
خدا منو از دست مگس ها نجات بده دارن منو فرمت میکونن
اوه چه کلاسی ...... اونم تو مدرسه موشها
راستی گلوله مطلب ایجاست .میدونی همه بدبختی بشر از کجاس؟
از همون قرص ضدباردای که تو حادثه قطار یازده سپتامبر گم شد

سنگ پاشويه

مطمئن باش يه روز ميرم و اون سطل بزرگ رو ميخرم
راستي مارك كيبورد من از جنس كتان هست
ولي اون چيزي كه اهميت داره اينه كه اون كه رفته ديگه برنميگرده
تازه اگه برگرده هم به تخمم اصلآ مهم نيست من ديگه پول ندارم كه بدم به خط واحد
تازه اونم كباب بي استخوان
چه خبره مگه دوره آخرالزمان هس كه مرغم داره تخم ميذاره
اصلآ يه چيزي تو به بدخواه دوماد چي كار داري مگه اون دل نداره
خدا كنه امشب هم بارون بياد هم آفتاب باشه آخه قشنگه
منو كشتن نه............... تو رو خدا

Wednesday, November 01, 2006

شمس العمارة

حتي اگه تو هم نگي خودم ميدونم
آخه كثافت خيانت تا كي؟ آخه تا كي ميخواي بري تو اتاقاي ديگه بگوزي
آخه منم غيرت دارم .به غيرتم قسم نرو اصلآ بيا تو اتاق برين ولي جاي ديگه نرو
اصلآ بيا با هم بريم پا منار بافورو بذاريم كنار
آقا نخود با باد اضافه دارين

مجازات

مرا مجازات كنيد. به خاطر همه كارهايي كه دوست داشتم بكنم و نكردم. مرا مجازات كنيد. به خاطر همه كارهايي كه انجام دادم و نمي خواستم. اصلا مورچه هاي اتاقم را هم مجازات كنيد به خاطر قندي كه كف اتاق بود و نخوردند. لنگو را بزنيد به خاطر مماقش. اصلا آن قدر بگوييد كس خل تا سلف غذايش را تمام كند. مگر بابك مرده ؟ مي روم يك چوب شور سفارش مي دهم با سه تا نون اضافه. نه پنج تا با سس زياد . اصلا سسش را خودم درست ميكنم تو فقط چراغ ها را خاموش كن بگذار باران بيايد.

گام بلند

اگر علايق براي علاقه داشتن هست پس چرا حق رسيدن به اونا رو ندايم
چرا وقتي من يه سطل بزرگ ذرت مكزيكي ميخوام پول ندارم و وقتي پول دارم دلم ذرت نميخواد
من هر روز به نتايج تخمي و جالبي دست پيدا ميكنم
مثلآ امروز به اين نتيجه رسيدم كه اگر هفت تا مگس رو گذاشت زير ليوان اونا به احتمال پنجاه پنجاه يا ميميرن يا زنده ميمونن
البته اين به نگاه ما بستگي داره ما ميتونيم اونا رو زنده ببينيم حتي اگه مرده باشن
راستي يه چيزي .يكي از لذت بخش ترين صحنه هاي زندگي انسان گوزيدن زير آب هس