در تنگناي يكنواخت بشريت سراي خاطر است كه جاودان مي ماند
در جايي ايستاده ام كه حتي زير پايم زير پايم نيست
گويي معادله بشريت را بايد با تبديل لاپلاس حل كرد
سرخي گل نكوهش را در مقابل عطرش گم مي كند
و نيش خند ناظري آماده.....و
باغبان اداره ما دست بلندي در فيزيك داشت
روزي از نظريه نسبيت انيشتين در بكارگيري رشد علف هاي هرز ميگفت
و من با نامزدم(گل ياس) كه تصادفي اينها را شنيديم عزا دار شديم
و امروز ديگر عطر گلها شكوه سرخي شان را از بين نمي برد
چرا كه در باغچه ديگر گلي نيست
و هنوز هم نيش خند ناظري آماده
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment