شاش آخر
Tuesday, November 28, 2006
سگ لرز
پیرمردی میشناختم
همیشه میگفت میشه بارون رو چید
سالهاست که از زمونه گذشته
ولی از همون روزی که داره هر شبش بارون میاد
با چشمام دیدم که میشه بارون رو چید
میشه
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
Contributors
سیلور
شاش آخر
Blog Archive
►
2011
(1)
►
September
(1)
►
2008
(1)
►
June
(1)
►
2007
(5)
►
August
(1)
►
July
(1)
►
May
(2)
►
January
(1)
▼
2006
(36)
▼
November
(23)
83_111b
سگ لرز
نارنج و ترنج
هندسه تحليلي
كنسرو لوبيا
یافتم یافتم!
این روزا همه واسه خودشون کسی شدنهمه ناراحت میشن هم...
کوکتل
بخدا اين از خودمه.... دزدي نيس
يادش بخير
نمی شناسم
بی برو برگرد
جوجه بی استخون
سلندپيتي در جزيره مخوف
کلاف خالی
کول دیسک
فقر وفحشا
چشم قورباغه درختي
پنجه فولادی
سنگ پاشويه
شمس العمارة
مجازات
گام بلند
►
October
(13)
No comments:
Post a Comment