Saturday, August 25, 2007

سالهای شیمیایی

سه روز بعد که نبودم رفته بودم خونه ی سانفرانسیسکو سه جفت کفش سه ترا پیکسل بخرم برای دختر همسایمون! آره همون دیوونهه! همون که حتی از تو هم خوشگل تره.حاج اکبر تا کی؟


Powered by ScribeFire.

Sunday, July 01, 2007

مترجم قهرمان امشب اینجا بمان

ترجمه میکنیم همگی باهم. ماژول جلویی . سرآیند, دست لرزاندن به جای واژه های نا مانوس
Front Module,header, hand shaking .
منم میخوام مترجم بشم مثل جعفر نژاد قمی!

Monday, May 07, 2007

تخلیه مدتی دوری

در کتاب سه بچه با دو کودک نوشته
"البته اینکه آدم چیز خوبی باشه خوبه ولی مسئله این است دو تا گیت کسخره چه ربطی به سرنوشت من داره" همین
اصلا ش کن بیا ما هم بریم بگردیم میگن ماداما تو خطن
چس منو ببین بیا روش

باز آمدی باز آمدم

گویند مرا نفس نیست
دیروز صبح که برخواستم که زمین و زمان را به سخره گیرم
ناگه در میان رختخوابم رویایی دیدم
رویایی پر هیاهو و البته متین
امد و بر چهره ام بوسه ای کشید و رفت
و هنوز هم من گیجم که چه بود چه بود آن چس

Wednesday, January 31, 2007

همون شب

sequence number پکت هام دیگه کم کم داه به جایی میرسه که باید packet lost اعلام بشه. تو رو خدا یکی بیاد timeout اعلام کنه بلکه timer هم همراه من از صفر شروع کنه.